اثر سویه‌های قارچ مایکوریزا و کود فسفره ﺑﺮ صفات رشدی و ﻋﻤﻠﻜﺮد دانه گندم (Triticum aestivum L.)

نوع مقاله : علمی پژوهشی

نویسندگان

1 1- گروه زراعت، پردیس علوم و تحقیقات خوزستان، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران 2- گروه زراعت، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران

2 2- گروه زراعت، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران

چکیده

به منظور بررسی اثر سویه‏های قارچ مایکوریزا و کود فسفره بر صفات رشدی و عملکرد دانه گندم، این آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی در سه تکرار در سال زراعی 1395-1394 انجام گرفت. فاکتور اول شامل کاربرد سویه‌های قارچ مایکوریزا بصورت عدم استفاده از قارچ ( شاهد)، استفاده از قارچ گلوموس اینترارادیز، گلوموس موسه و گلوموس فاسی کولاتوم و فاکتور دوم شامل مقادیر کود فسفره بصورت عدم مصرف کود (شاهد) و مصرف 40 ، 80 و 120 کیلوگرم در هکتار بود.نتایج نشان داد که اثر قارچ، کود فسفره و برهمکنش قارچ و کود فسفره بر شاخص سطح برگ، ماده خشک کل، ماده خشک ریشه و عملکرد دانه معنیدار بود. در تمامی تیمارهای قارچ مایکوریزا با کاربرد کود فسفره، شاخص سطح برگ، ماده خشک کل، ماده خشک ریشه و عملکرد دانه افزایش یافت. بیشترین مقدار در صفات مورد بررسی در شرایط کاربرد دو سویه قارچ گلوموس اینترارادیز و گلوموس موسه مشاهده شد. نتایج نشان داد که در دو سویه گلوموس موسه و اینترارادیز در سطح کودی 80 کیلوگرم بیشترین مقدار از نظر کلیه صفات مورد بررسی بود، ولی در مورد قارچ گلوموس فاسی‌کولاتوم سطح کودی 120 کیلوگرم در هکتار برای رسیدن به حداکثر صفات مورد نیاز است. نتایج کلی آزمایش نشان داد که با کاربرد دو سویه گلوموس موسه و اینترارادیز می‌توان مصرف کودهای شیمیائی فسفره را کاهش داد و این می‌تواند دریچه‌ای در جهت رسیدن به کشاورزی پایدار باشد.

کلیدواژه‌ها


مقدمه

کاهش حاصلخیزی خاک در بسیاری از کشورها و استفاده دائم گیاهان از ذخایر غذایی خاک بدون جایگزینی مناسب و کافی باعث کاهش توان تولیدی خاک شده است. در این مورد استفاده از کودهای شیمیایی به عنوان سریع‌ترین راه حل برای جبران کمبود مواد غذایی و حاصلخیزی خاک لازم به نظرمی‌رسد. ولی هزینه زیاد کودهای شیمیایی در کمیت‌های پیشنهادی و آلودگی آب و خاک، ادامه استفاده بوم نظام را با مشکل مواجه کرده است. با این حال به یکباره نمی‌توان کودهای شیمیایی را از اکوسیستم زراعی حذف کرد (5).

کودهای بیولوژیک به عنوان طبیعی‌ترین و مطلوب‌ترین راه حل برای زنده و فعال نگه داشتن سیستم حیاتی خاک مطرح می‌باشند. تأمین عناصر غذایی به  صورت متناسب با تغذیه طبیعی گیاهان، تشدید فعالیت‌های حیاتی، بهبود کیفیت و حفظ بهداشت محیط زیست و در مجموع حفظ و حمایت از سرمایه‌های ملی نظیر خاک، آب و منابع انرژی غیر قابل تجدید از مهمترین مزایای کودهای بیولوژیک محسوب می‌شود (3). کود بیولوژیک مایکوریزا نسل جدیدی از کودهای زیستی می‌باشند.  واژه مایکوریزا در واقع نوعی همزیستی دوجانبه مفید بین انواع خاصی از قارچ های خاکزی و سیستم ریشه‌ای گیاهان می باشد (10). در این همزیستی، قارچ، تغذیه گیاه میزبان را بهبود می‌بخشد و در عوض از ترکیبات کربنه حاصل از فتوسنتز گیاه استفاده می‌کند. این قارچ ها علاوه بر افزایش جذب عناصر غذایی با بهبود روابط آبی گیاه، تولید هورمون‌های رشد مانند اکسین و سیتوکینین، افزایش مقاومت گیاه به  عوامل بیماریزا و ایجاد خاکدانه‌های پایا و بهبود ساختمان خاک رشد گیاه را افزایش می‏دهند (14). قارچ‌های مایکوریزا با ترشح اسیدهای آلی باعث آزاد شدن فسفر شده و جذب آن را افزایش می دهند. همچنین این قارچ‏ها از طریق تولید فسفاتازهای اسیدی و قلیایی، ترکیبات آلی حاوی فسفر را هیدرولیز کرده و قابلیت دسترسی گیاهان را به این عنصر افزایش می‏دهند (18). طرفدار و جانک[1] (21) در تحقیقی نشان دادند که فعالیت فسفاتازی هیف های قارچ Glomus mossea نقش موثری در هیدرولیز فسفر آلی (فیتات سدیم) خاک و افزایش جذب فسفر توسط گندم دارد. همچنین نشان داده شده است که  همزیستی مایکوریزائی در خاک‌های فقیر از فسفر، بسیار بیشتر از خاک‏های غنی از این عنصر می باشد (20 و22). در مطالعه دیگری در رابطه با تلقیح مایکوریزائی ذرت و سویا مشخص شد که تلقیح با قارچ مایکوریزا به طور معنی‌داری وزن خشک ریشه ، وزن خشک اندام هوائی و غلظت فسفر را در اندام هوائی و ریشه افزایش می‌دهد (11).

با توجه به مشکلات ناشی از مصرف بی‌رویه کودهای شیمیایی در بوم نظام کشاورزی، تحقیق حاضر با هدف بررسی اثر گونه‏های مختلف قارچ مایکوریزا در شرایط مقادیر مصرف کود شیمیایی فسفره در گندم اجرا شد.

 

مواد و روش‏ها

این پژوهش بصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار به صورت گلدانی در هوای آزاد در سال زراعی 1395-1394 در مزرعه‌ای واقع در حاشیه شهرستان رامهرمز در عرض جغرافیایی 30 درجه و 59 دقیقه و طول جغرافیایی 49 درجه و 47 دقیقه واقع در جنوب غرب کشور اجرا شد. رامهرمز از نظر اقلیمی جزء مناطق خشک و نیمه خشک محسوب می‌شود. میانگین سالانه بارندگی در این منطقه 340 میلی‌متر و در عین حال بسیار نامنظم است. ماه‏های خرداد، تیر، مرداد، شهریور، بدون بارندگی و در ماه‏های مهر و اردیبهشت دارای باران‌های غیرموثر می‏باشد. حداقل دما در طول سال مربوط به دی ماه با متوسط هفت و حداکثر آن مربوط به مرداد با 2/45 درجه سانتی‌گراد می‌باشد (1). در این آزمایش، فاکتورهای مورد مطالعه شامل عدم استفاده از قارچ (شاهد)، استفاده از قارچ گلوموس اینترارادیز[2]، گلوموس موسه[3] و گلوموس فاسی‌کولاتوم[4] و فاکتور دوم شامل مقادیر مصرف کود فسفره به میزان: صفر، 40، 80 و 120 کیلوگرم در هکتار فسفر خالص بود که از منبع سوپر فسفات تریپل تأمین گردید. به منظورانجام آزمایش از گلدان‌های پلاستیکی با وزن خاک  10 کیلوگرم به ارتفاع 50 سانتیمتر و قطر 20  سانتیمتر استفاده شد. عملیات کاشت در 15 آذر ماه انجام شد. در این آزمایش از گندم رقم چمران استفاده گردید. در هر گلدان شش بذر کشت گردید و پس از استقرار، تعداد آنها به سه بوته تنک گردید. خاک هر گلدان از مزارع منطقه جمع آوری و یک نمونه از خاک برای آنالیز به آزمایشگاه ارسال گردید. مشخصات کلی نمونه خاک در جدول 1 ارائه شده است.

جدول 1- ویژگی‌های فیزیکی و شیمیایی خاک

هدایت لکتریکی

(دسی‌زیمنس بر متر)

اسیدیته خاک

کربن آلی

(درصد)

نیتروژن

(درصد)

فسفر

(میلی‌گرم بر کیلوگرم)

پتاسیم

(میلی‌گرم بر کیلوگرم)

رس

(درصد)

لای

(درصد)

شن

(درصد)

68/0

74/7

53/0

82/0

6/12

217

38

36

26

 

مصرف کود فسفره به صورت پایه و بر اساس مساحت سطح خاک در هر گلدان محاسبه شد. استفاده از قارچ میکوریزا بر اساس توصیه شرکت زیست فناور توران شاهرود به میزان پانزده گرم در هر گلدان در نظر گرفته شد و تا عمق دو تا پنج  سانتی‌متری از سطح خاک مخلوط شد. عملیات آبیاری با توجه به بارندگی‌های رامهرمز و نیاز آبی گیاه انجام شد. در طول دوره رشد جهت حفظ شرایط طبیعی خاک، از هر گونه نهاده نظیر سم و حشره کش استفاده نگردید. 150 روز پس از کشت، عملیات برداشت گیاهان انجام گردید. در این تحقیق از 96 گلدان پلاستیکی استفاده شد.  شاخص سطح برگ،  ماده خشک کل و ماده خشک ریشه در مرحله شیری دانه (75 زادوکس[5]) (23) در سه گلدان بطور جداگانه اندازه گیری و مقدار آنها بر اساس تراکم 400 بوته در متر مربع محاسبه شد. شاخص سطح برگ به روش ترسیمی تعیین شد (2). ماده خشک ریشه و ماده خشک کل برای هر تیمار پس از شستشوی کامل ریشه‌ها در هر گلدان انجام شد. برای این منظور  کلیه ساقه‌ها در هر گلدان از محل ظهور ریشه قطع و سپس اندام هوایی و ریشه‌ها بطور جداگانه در آون در دمای 75 درجه سانتی‌گراد به مدت 48 ساعت خشک و توزین شدند. عملکرد دانه، از برداشت سه گلدان برای هر تیمار و خرمن‌کوبی جداگانه هر کدام اندازه‌گیری شد. تجزیه واریانس داده‌ها به کمک نرم‌افزار SAS نسخه 3/9، مقایسه‌های میانگین‌ها براساس آزمون دانکن در سطح پنج درصد و رسم شکل‏ها با نرم‌افزار Excel انجام گرفت.

 

نتایج و بحث

شاخص سطح برگ در مرحله شیری دانه (LAI)

نتایج نشان داد اثر مایکوریزا، کود فسفره و برهمکنش بین مایکوریزا و کود فسفره معنی‌دار بود (جدول 2). بررسی نتایج مقایسه‌های میانگین نشان داد که با افزایش سطح کود فسفره در تمامی تیمارهای قارچ مایکوریزا شاخص سطح برگ افزایش یافت (شکل 1). در شرایط عدم کاربرد کود فسفره بین تیمارهای مختلف قارچ مایکوریزا اختلاف معنی‌داری مشاهده نشد. با کاربرد کود فسفره به میزان 40 کیلوگرم در هکتار، دو سویه قارچ گلوموس موسه و اینترارادیز با تیمار عدم کاربرد قارچ مایکوریزا اختلاف معنی‌دار نشان نداد. همچنین در سطح کودی 40 کیلوگرم در هکتار بین دو سویه گلوموس موسه با گلوموس فاسی‌کولاتوم اختلاف معنی‌داری مشاهده نشد.

جدول 2- تجزیه واریانس شاخص سطح برگ،  ماده خشک کل، ماده خشک ریشه و عملکرد دانه

منابع   تغییرات

درجه   آزادی

میانگین   مربعات

شاخص سطح برگ

ماده   خشک

کل

ماده   خشک ریشه

عملکرد   دانه

قارچ   مایکوریزا

3

**34/1

**01/23398

**05/10976

**74/16072

کود   فسفره

3

**01/5

**81/96437

**16/20420

**85/46816

قارچ   مایکوریزا×کود فسفره

9

**20/0

**91/4889

**48/1411

*65/1446

خطای   آزمایشی

32

075/0

96/1489

45/22

16/548

درصد ضریب   تغییرات

 

13/7

15/7

71/9

66/5

* و **: به ترتیب معنی‌دار در سطح  احتمال یک درصد و پنج درصد

 

                       

شکل 1- مقایسه‌های میانگین اثر سویه‌های قارچ مایکوریزا و سطوح کود فسفره بر شاخص سطح برگ

 

در شرایط کاربرد 80 کیلوگرم در هکتار کود فسفره بین سه سویه قارچ گلوموس اختلاف معنی‌دار مشاهده نشد، ولی نسبت به کاربرد به تنهایی فسفر اختلاف معنی‌دار حاصل شد. درکاربرد کود فسفره به میزان 120 کیلوگرم در هکتار میزان افزایش شاخص سطح برگ در دو سویه گلوموس موسه و اینترارادیز با سطح کود 80 کیلوگرم در هکتار اختلاف نداشت، اما کاربرد 120 کیلوگرم در هکتار  فسفر در سویه فاسی‌کولاتوم منجر به افزایش معنی‌دار در شاخص سطح برگ نسبت به سطح کود 80 کیلوگرم در هکتار شده بود. در شرایط عدم کاربرد قارچ مایکوریزا در سطح 120 کیلوگرم در هکتار با دو سطح کود 40 و صفر فسفر اختلاف معنی‌داری داشت. نتایج نشان داد که شاخص سطح برگ در مرحله شیری دانه در تیمار عدم کاربرد فسفر و مایکوریزا معادل 08/3 بود و این در حالی بود که درشرایط کاربرد گلوموس موسه و کاربرد 120 کیلوگرم در هکتار برابر 74/4 بود. افزایش شاخص سطح برگ در تیمار کاربرد کاربرد فسفر و مایکوریزا نسبت به عدم کاربرد تیمارهای فوق 35 درصد بود. افزایش شاخص سطح برگ خصوصاً در اواخر فصل رشد نقش اساسی در فتوسنتز و تولید شیره پروده دارد که می‌تواند نقش مهمی در انتقال مواد فتوسنتزی به دانه داشته باشد (2). همچنین مشاهده شده است که تأثیر مایکوریزا در جذب فسفر بویژه در خاک‌هائی که با کمبود فسفر قابل جذب مواجه هستند، معادل نقش ریزوبیوم‌ها در تأمین نیتروژن برای خانواده‌ی بقولات می‏باشد (16). این قــارچ‌ها علاوه بر کمــک به بهبــود تغـذیــه‌ی معــدنی گیــاهــان، از طریق فیزیولوژیـکی نیز سبب افزایش رشد می‌شوند (7). گزارش شده است قارچ‌های مایکوریزائی با جذب فسفر و سایر عناصر کم تحـرک نظیر مـس و روی در ذرت، سویا و سورگوم سبب افزایش رشد این گیاهان می شوند (13). همچنین نتایج تحقیقات نشان داده شده است که در گیاهان مایکوریزائی، به دلیل جذب فسفر، توانائی آنها در تبادلات گازی از طریق روزنه‌ها و توانائی آنها در انجام فتوسنتز افزایش یافته است (9).

ماده خشک کل در مرحله شیری دانه (TDW)

اثر مایکوریزا، کود فسفره و برهمکنش آنها بر ماده خشک کل معنی‌دار بود (جدول 2). نتایج مقایسه میانگین نشان داد که با افزایش سطح کود فسفره، ماده خشک گندم افزایش و بیشترین مقدار در سطح کودی 120 کیلوگرم در هکتار و کمترین مقدار در سطح تیمار شاهد (عدم مصرف کود فسفره) مشاهده گردید (شکل 2). در سطح کودی 120 کیلوگرم در هکتار بیشترین ماده خشک در شرایط کاربرد گلوموس موسه بود و با سایر تیمارها اختلاف معنی‌داری داشت. با کاربرد 80 و 120 کیلوگرم در هکتار بین دو سویه گلوموس فاسی‌کولاتوم و اینترارادیز از لحاظ آماری اختلاف معنی‌داری مشاهده نشد. در شرایط کاربرد 40 و عدم کاربرد کود فسفره بین تیمارهای مختلف قارچ مایکوریزا از لحاظ آماری اختلاف معنی‌داری مشاهده نشد (شکل 2).

 

شکل2- مقایسه‌های میانگین اثر سویه‏های قارچ مایکوریزا و سطوح کود فسفره برماده خشک کل

 

مشاهده شده است که گاهی با وجود عناصر غذائی کافی برای گیاهان مایکوریزائی و غیر میکوریزائی، تولید ماده‌ی خشک در گیاه مایکوریزائی به طور معنی‌داری بیش از گیاه غیر مایکوریزائی بوده است. تأثیر هورمونی قــارچ بر گیـاه و افزایــش جذب آب در گیــاهــان مایکوریــزائی را دلیل عمده‌ی این افزایـش ذکر کرده‌انــد (17). اورتوس[6](12) بیان کرد که استفاده از قارچ مایکوریزا سرعت رشد گیاه را افزایش داده و بر تخصیص بیوماس بین ریشه و ساقه و نسبت آنها اثر می گذارد، به طوری که با جذب بیشتر عناصر غذایی و انتقال آنها، وزن خشک اندام‌های هوایی افزایش می‌یابد. در واقع با افزایش جذب عناصر غذایی موجود در خاک توسط قارچ میزان فعالیت‌های فتوسنتزی گیاه افزایش و با افزایش واکنش‌های روشنایی و تاریکی، میزان ماده خشک اندام هوایی افزایش می‌یابد.

ماده خشک ریشه در مرحله شیری دانه

اثر قارچ مایکوریزا، کود فسفره و برهمکنش بین قارچ مایکوریزا و کود فسفره معنی‌دار بود (جدول 1). نتایج مقایسه‌های میانگین نشان داد که در شرایط کاربرد کود فسفره به همراه سویه قارچ گلوموس موسه و اینترارادیز بیشترین ماده خشک ریشه حاصل شد (شکل 3). در شرایط کاربرد 120 کیلوگرم در هکتار کود فسفره بین سه سویه قارچ مایکوریزا اختلاف معنی‌داری مشاهده نشد. با کاربرد کود به میزان 80 کیلوگرم در هکتار بیشترین ماده خشک ریشه مربوط به گونه گلوموس موسه بود. در شرایط کاربرد کود فسفره به میزان 80 کیلوگرم در هکتار بین دو گونه گلوموس فاسی‌کولاتوم و اینترارادیز اختلاف معنی‌دار مشاهده نشد. در شرایط کاربرد کود فسفره به میزان 40 کیلوگرم در هکتار بیشترین ماده خشک ریشه مربوط به سویه های قارچ مایکوریزا بود، ولی دو گونه گلوموس موسه و اینترارادیز با عدم کاربرد قارچ مایکوریزا و کاربرد به تنهایی کود فسفره به میزان 40 کیلوگرم در هکتار اختلاف معنی‌داری نداشت (شکل 3). نتایج نشان داد که در شرایط عدم کاربرد کود فسفره و کاربرد به تنهایی قارچ مایکوریزا نسبت به عدم کاربرد کود فسفره و قارچ مایکوریزا اختلاف معنی‌داری نشان نداد و در یک گروه آماری قرار گرفتند. بیان شده است که کلونیزاسیون مایکوریزا باعث افزایش سطح ریشه و جذب عناصر می‌شود. همچنین گزارش شده است که هیف‌های مایکوریزا می‏توانند تا چند سانتیمتر در خاک پیش روند و مقادیر مناسبی از عناصر غذایی را برای گیاه تأمین نمایند که این می‌تواند در افزایش رشد اندام زیرزمینی موثر باشد (8). همچنین بیان شده است که پتانسیل بهبود رشد و جذب عناصر غذایی توسط مایکوریزا بستگی به درجه و زمان کلونیزاسیون مایکوریزا، طبیعت رشد گیاه و شکل فسفر در خاک دارد (6).

                           

    
    

50.000

    
    

                          

    
    

100.00

    
    

                          

    
    

150.00

    
    

                          

    
    

200.00

    
    

                          

    
    

250.00

    
    

                          

    
    

300.00

    
    

                          

    
    

350.00

    
    

                          

    
    

400.00

    
    

                          

    
    

0.00

    
    

  
شکل3- مقایسه‌های میانگین اثر سویه‌های قارچ مایکوریزا و سطوح کود فسفره بر ماده خشک ریشه

 

 

 

عملکرد دانه

نتایج تجزیه واریانس نشان داد که اثر قارچ مایکوریزا، سطوح کود فسفره و برهمکنش بین آنها معنی‌دار بود (جدول 1). در تمامی تیمارهای قارچ مایکوریزا با کاربرد کود فسفره، عملکرد دانه افزایش یافت و بیشترین عملکرد دانه معادل 67/511 گرم در متر مربع به کاربرد کود فسفره به میزان 120 کیلوگرم در هکتار در شرایط کاربرد قارچ گلوموس موسه بود (شکل 4). کمترین عملکرد دانه مربوط به عدم کاربرد کود فسفره و قارچ مایکوریزا با 325 گرم در متر مربع بود. در شرایط کاربرد کود فسفره به میزان 80 و 120 کیلوگرم در هکتار در سه سویه قارچ مایکوریزا اختلاف معنی‌داری مشاهده نشد (شکل 4). در سطح صفر کود فسفره، بین تمامی تیمارهای قارچ مایکوریزا اختلاف معنی‌داری مشاهده نشد و در یک گروه آماری قرار گرفتند ولی با وجود این، دو سویه قارچ گلوموس اینترارادیز و موسه دارای عملکرد دانه بیشتری نسبت به دو تیمار دیگر بودند. در سطح کودی 40 کیلوگرم در هکتار تفاوت بین سه سویه قارچ از لحاظ آماری معنی‌دار نبود و تفاوت معنی‌دار فقط در مورد تیمار عدم کاربرد قارچ (شاهد) و کاربرد سویه گلوموس موسه مشاهده شد. درصد افزایش عملکرد دانه در سه سویه قارچ گلوموس اینترارادیز، گلوموس موسه و گلوموس فاسی‌کولاتوم در شرایط کاربر کود فسفره به میزان 120 کیلوگرم در هکتار نسبت به عدم کاربرد کود فسفره و قارچ مایکوریزا به ترتیب برابر 35، 5/36 و 32 درصد بود. بیان شده است که قارچ‏های مایکوریزا به کمک ریسه‌های خارج ریشه‌ای خود جذب آب و عناصر غذایی (فسفر و روی) را برای گیاه افزایش داده و باعث افزایش محصول می‌گردند (15). صدروی (4) گزارش کرد که فراوان‌ترین نوع قارچ در غلات و در استان  خوزستان و تهران مربوط به گلوموس موسه است و مایه زنی گندم با این قارچ در شرایط دیم و آبی باعث افزایش وزن‌تر محصول در مقایسه با بوته‌های مایه‌زنی نشده گردیده است. همچنین گزارش شده است که مایه‌زنی دو رقم گندم دوروم با قارچ گلوموس موسه  باعث افزایش پروتئین دانه، چربی و وزن دانه‌های آن گردید (4). سوبارائو[7] (19) گزارش کرد که تغذیه کافی با فسفر باعث استحکام بافت‌های گیاهی و برگ‌ها شده و در نتیجه ریزش برگ‌ها به تعویق می‏افتاد و بقای بیشتر برگ‌ها و حفظ شادابی در مرحله زایشی که مصادف با پر شدن دانه می‏باشد، باعث تداوم عمل فتوسنتز و نقش مهمی در افزایش عملکرد دانه دارد.

 

شکل 4 - مقایسه‌های میانگین اثر سویه‌های قارچ مایکوریزا و سطوح کود فسفره بر عملکرد دانه

نتیجه‏گیری نهایی

نتایج تحقیق نشان داد که افزایش مصرف کود فسفره و کاربرد قارچ مایکوریزا می‌تواند در رسیدن به عملکرد مطلوب گندم اثرگذار باشد. اثر کاربرد توأم مایکوریزا و کود فسفره بر عملکرد دانه نسبت به کاربرد به تنهایی آنها بیشتر بود. کاربرد به تنهایی قارچ مایکوریزا اثری در افزایش شاخص‌های مورد ارزیابی نداشت. اثر دو سویه گلوموس موسه و اینترارادیز نسبت به فاسی‌کولاتوم بیشتر بود. عملکرد مطلوب در دو سویه گلوموس موسه و اینترارادیز در سطح کودی 80 کیلوگرم در هکتار فسفر و در سویه گلوموس فاسی‌کولاتوم در سطح کودی 120 کیلوگرم در هکتار حاصل شد.  همچنین نتایج نشان داد که افزایش مصرف کود فسفره و قارچ های مایکوریزا در افزایش شاخص سطح برگ و سیستم ‌ریشه‌ای موثر می‌باشند. در کل با توجه به نتایج به دست آمده سطح کودی 80 کیلوگرم در هکتار فسفر برای دو سویه گلوموس موسه و گلوموس اینترارادیز و سطح کودی 120 کیلوگرم در هکتار برای گلوموس فاسی‌کولاتوم، توصیه می‌گردد.

 

منابع

1-     بی نام .1395. آمار هواشناسی، سازمان هواشناسی استان خوزستان.

2-    سرمدنیا، غ.، و کوچکی، ع.، 1392. فیزیولوژیکی گیاهان زراعی. انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد، 467 صفحه.

3-   صالح راستین. ن. 1377. کودهای بیولوژیک و نقش آنها در راستای نیل به کشاورزی پایدار. علوم خاک و آب.  12(3): 4- 1 .

4-   صدروی،  م. 1383. معرفی هفت قارچ جدید برای ایران. فصلنامه علوم کشاورزی و منابع طبیعی. 11(3): 78-71.

5-     Brussard, L., Ferrera, R. and Cenato, R. 1997. Soil ecology in sustainable agricultural systems. New York: Lewis publishers, U.S.A. 168 p.

6-     Clark, R.B. and Zeto, S.K. 2000. Iron acquisition by mycorrhizal maize grown on alkaline soil. Journal of Plant Nutrition. 19: 247–264.

7-     Kapoor, R., Giri, B. and Mukerji, K.G. 2004. Improved growth and essential oil yield and quality in Foeniculum vulgare mill on mycorrhizal inoculation supplemented with P-fertilizer. Bio-resource Technology. 93 (3): 307-311.

8-     Khan, M.S., Aamil, M. and Zaidi, A. 2000. Mung bean response to inoculation with N fixing and phosphate solubilizing bacteria. In: Biofertilizers and bio-pesticides, ed. A. M. Deshmukh, 40–48. Jaipur, India: Techno Science Publication.

9-     Koide, R. 1993. Physiology of the mycorrhizal plant. Advances in Plant Pathology. 9: 33-54.

10- Marschner, H. and Dell, B. 1994. Nutrient uptake in mycorrhizal symbiosis. Plant and Soil. 159: 89-102.

11- Nurlaeny, N., Marschner, H. and George, E. 1996. Effects of liming and mycorrhizal colonization on soil phosphate depletion and phosphate uptake by maize (Zea mays L.) and soybean (Glycine max L.) grown in two tropical acid soils. Plant and Soil. 181: 275-285.

12- Ortas, I. 1996. The influence of use of different rates of mycorrhizal inoculum on root infection, plant growth, and phosphorus uptake. Journal Communications in Soil Science and Plant Analysis. 27: 2935-2946.

13- Ortas, I., Rowell, D.L. and Harris, P.J. 2004. Effect of mycorrhizae and pH change at the root-soil interface on phosphorus uptake by Sorghum using a rhizocylinder technique. Communications in Soil Science and Plant Analysis. 35(7-8): 1061-1080.

14- Petersen, D.J., Srinivasan, M. and Chanway, C.P. 1996. Bacillus polymyxa stimulates increased Rhizobium etli populations and nodulation when co-resident in the rhizosphere of Phaseolus vulgaris. FEMS Microbiology Letters. 142: 271–276.

15- Pfleger, F.L. and Linderman, R.G. 1994. Mycorrhizae and plant health. APS Press, University of Michigan, 344 p.

16- Safir, G.R. 1987. VA mycorrhiza: An eco-physiological approach, In: Eco-physiology of VA mycorrhizal plants. eds. Safir, G.D., pp. 1-3. Florida: CRC Press, Inc., U.S.A, 682 p.

17- Schults, R.C., Kormanik, P.P., Bryan, W.C. and Brister, G.H. 1979. Vesicular–arbuscular mycorrhiza influence growth but not mineral concentrations in seedlings of eight sweet gum families. Canadian Journal of Forest Research. 9(2): 218-223.

18- Smith, S.E. and Read, D. 2008. Mycorrhizal Symbiosis. Elsevier, USA.

19- SubbaRoa, W.S. 1998. Phosphate solubilizing microorganisms In: Biofertilizer in Agriculture. Journal of Agricultural Science. 57: 133-142.

20- Ryan, M.H., Chilvers, G.A. and Dumaresq, D.C. 1994. Colonization of wheat by VA-mycorrhizal fungi was found to be higher on a farm managed in an organic manner than on a conventional neighbor. Plant and Soil. 160: 33–40.

21- Tarafdar, J.C. and Junk, A. 1987. Phosphate activity in the rhizosphere and its relation to the depletion of soil organic phosphorous. Biology and Fertility of Soils. 3:199-204.

22- Vanlauwe, B., Nwoke, O.C., Diels, J. Sanginga, N., Carsky, R.J., Deckers, J. and Merckx, R. 2000. Utilization of rock phosphate by crops on a representative top sequence in the Northern Guinea savanna zone of Nigeria: response by maize to previous herbaceous legume cropping and rock phosphate treatments. Soil Biology and Biochemistry. 32: 2063–2077.

23- Zadoks, J.C., Chang, T.T., Konzak, C.F. 1974. A decimal code for the growth stage of cereals. Weed Research. 14: 415- 421.

 

 




[1] - Tarafdar and Junk

[2] - Glomus intraradices

[3]-  Glomus mossea

[4] - Glomus fasciculatum

[5] - Zadoks   

[6] - Ortas

[7] - Subba Roa